سرخ و آبی

قبلش بگم که از این کار هیچ منظوری ندارم ونه تنها هیچ منظوری ندارم بلکه از سر بی منظوری و بی مطلبی دارم این کار رو میکنم.چون از اونجایی که شاه رخ عزیز بدجوری مشغول کاراشه وباید هر چه زودتر پایان نامه اش رو تموم کنه ومدرکش رو بگیره ومن هم هیچ حرف تازه ای ندارم; برای آپدیت کردن وبلاگ نمیدونستم چیکار کنم .به همین دلیل هم دارم این کار لوس وبیمزه رو میکنم.حالا این کار چیه:اولااینجا و بعد اینجا رو کلیک کنید;بعد ادامه مطلب رو بخونین.فکر میکنین چی در انتظارتونه!؟

ادامه نوشته

بدون شرح!!!

بدون شرح!!!بدون شرح! 

حکایت آن مردی که روی درخت شاخه را از سمتی می برید که خود هم با آن می افتاد .

 در اینکه صداوسیمای جمهوری اسلامی سال هاست که شدیدا ً در حال فرهنگ سازی  از نوع خودش است شکی نیست و این حرف ها هم دیگر برای همه ی کسانی که  اندکی از قوه ی عاقله شان استفاده می کنند تکراری و عادی شده است اما جالب  اینجاست که کار فقط به  تحریف تاریخ این مملکت و وارونه نشان دادن شخصیت ها  و اتفاقات و خلاصه تیشه به ریشه ی حس ملی این مردم زدن خلاصه نمی شود تفسیرهای عجیب و غریب از متن مقدس قرآن هم جای خود دارد ؛امروز تلویزیون ( شبکه ۲ساعت 10 صبح ) برنامه ای داشت به مناسبت روز عاشورا ، مهمان برنامه که  استثنائا ً آخوند هم نبود می گفت ( نقل به مضمون ) : " در قرآن آیات بسیاری راجع  به اصول دین وجود دارد ؛ راجع به توحید تا دلتان بخواهد آیه داریم راجع به معاد 1500 تا 2000 آیه داریم و کلی هم ایه راجع به نبوت اما امروز می خواهم راجع به  آیات فراوانی که راجع به امامت و شخص امام حسین هست برایتان بگویم یک آیه ای  که مستقیما ً اشاره به امام حسین و واقعه ی روز عاشورا دارد آیه ی سوره ی فصلت  است که ان الذین قالو ربنا الله ثم استقامو ... "در اینکه امام حسین می تواند مصداق این آیه باشد شکی نیست اما اینکه مهمان این برنامه تلویزیونی اصرار داشت که این  آیه اختصاصا ً تعلق به امام حسین داشته و بنا به دلایلی خداوند متعال اسم امام را  مستقینا ً اینجا نیاورده . کمی انصاف به خرج دهیم اگر بخواهیم اینگونه فکر کنیم نباید  تعجب کنیم اگر فردا روزی کسی بگوید در قرآن راجع به خسارتی که به ایران  در قرارداد ترکمانچای وارد آمد آیه داریم که " ان الانسان لفی خسر " و یا راجع به  موسسه ی اعتباری قوامین هم ایه داریم : کونوا قوامین بالقسط ! 

جراحی ناخودآگاه نویسنده یاانگیزه های مخاطب

سیاه وش ـکه ازین به بعد سیا صداش می کنیم ـ راس میگه که نوشتن یه جور روسپیگریه ٬ بیشتر ازین نظر که آدم موقع نوشتن داره خودشو لخت می کنه انگار و نشون دادن درونیات نویسنده احتمالا ْ واسه مخاطب لذت بخشه ـ بدیهیه که لذت مخاطب بستگی به تن روسپی و سلیقه ی خواننده/مشاهده گر داره ـ البته نه هر نوشتنی ٬ مثلا ْ بعید می دونم کسی سر جلسه ی امتحان پایان ترم مثلا ْ الکترونیک احساس کنه داره لخت میشه ! .

حرف اول

از نوشتن هم لذت میبرم هم عذاب میکشم.از کیبورد خوشم نمیاد مداد رو ترجیح میدم.گاهی برام سخت میشه جای یه حرف رو پیدا کنم ولی مداد که دست میگرم خودش شروع میکنه روی تن کاغذ میچرخه و میرقصه و بدون اراده ی من تمام وجودم رو میریزه رو دایره .برهنه ام میکنه.اما خوشبختانه نوشته های مدادی من مخاطبی جز خودم نداره .ولی این نوشته های کیبوردی رو برای تو مینویسم .تو که من رو نمیشناسی که نمیشناسمت.همین آرامش بخشه چون نمیترسم دردهام رو ببینی.

از شاه رخ ممنونم فکر اولیه ی وبلاگ مشترک از اون بود.