خبر خوش...
ميگن از بها ر پيداست، سال اگر خوب باشه يا بد.بااون اتفاق، ديد خوبي به امسال نداشتم تا اينكه در اولين روز برگشتنم به اصفهان، سر درس و مشق(غم نامه ي ديويد لينچي شاه رخ رو در رثاي من كه خونديد)خبري بهم دادن كه نظرم نسبت به امسال عوض شد.هميشه گفتم كه هر دوست خوب يه اتفاقه و تو زندگيم اتفاق زياد افتاده شكر خدا.يكي از بزرگترينشون بدون شك اميره.از همون بدو ورودم به دانشگاه يكي از دلايلي بود كه باعث شد توغربت اين همه كاشي اصفهان گم نشم .از من بزرگتر بود هم از لحاظ جثه و هم اينكه ما كوچيكشيم.هميشه با يه لحن پدرانه ميگفت:" سيا زن نگير يا اگه ميگيري سعي كن زنت گاگول باشه ،چون زن گاگول رو هميشه ميشه با يه دوست دارم خر كرد."از پارسال كه فارق التحصيل شد خبري ازش نداشتم تا اينكه همين كه رسيدم اينجا شنيدم كه زن گرفته.جالب قضيه هم اينجاس،اسم خانمش مريمه و يكي از فمينيست ترين دخترهايي كه تو عمرم ديدم.كافيه دو كلمه باهاش حرف بزني تا شروع كنه و همه ي مردهاي تاريخ رو سلاخي كنه !.يه بار به خاطر اينكه درباره ي نظرات هانا آرنت اطلاعاتم كم بود اونقدر منو تحقير كرد كه اشكم دراومد!كسي نيس به اين امير ما بگه كل اگر طبيب بودي ...!
به هر حال خيلي خوشحالم كه دو تا از دوست داشتني ترين اتفاقهاي زندگيم با هم ازدواج كردن.
امير جان ،مريم جان،اميدوارم زندگيه شادي داشته باشيد.