زندگی دانشجویی
برگشتن سر درس و مخش!هم جالبه ها.ااگر این اضطراب نمره گرفتن وپاس کردن واحدها نبود جالبتر هم میشد.از اینها که بگذریم این ترم دو تا درس دارم که برام خیلی هیجان انگیزن.کوانتم و فلسفه ی علم.(برای من که تعداد واحدهای پاس کردم نوحه اس اینجوری حرف زدن درباره ی درس یه کم خنده داره!)درباره ی این دومی باید بگم با قولی که استاد داده برام جذابتر هم شده.قراره که بحثها بر پایه ی نظریه ی میدانها در فضای منحنی باشه.اگه به چیز جالبی بر خوردم حتمن اینجا میارم.بگذریم.بعد از دهن سرویسی روزای اول و اسباب کشی کردن(من با سه تا از دوستام خونه اجاره کردیم)،حالا اوضاع کم وبیش مرتبه.دوستام هم به از شما نباشن بچه های خوبین.این پست رو دارم از لپتاپ آرمان(یکی از همخونه ای هام )میفرستم(با تشکر از آرمان عزیز)وسیله ی جمع و جور ومفیدیه.حتمن باید یکی بخرم.(پولم کجا بود؟!)
اون هفته ی اول که کلاسا تق و لق بود از بیکاری هی ورق بازی میکردیم.بعد مهدی(یکی دیگه از هم خونه ای هام(چه اصطلاحی!))شروع میکرد به گیتار زدن.جای شما خالی.آی دپرس میشدیم!بعدش هم آهنگ گل یخ کورش یغمایی رو میزد.ما هم باهاش زمزمه میکردیم:
بهار از دستای من پر زد و رفت
گل یخ توی دلم جوونه کرده
تو اتاقم دارم از تنهایی آتیش میگیرم
کی شکوفه توی این زمونه کرده
چی بخونم جوونیم رفته صدام رفته دیگه
گل یخ توی دلم جوونه کرده
بعدش هم یکی یه شعری(منظور نوع خاصی از شعره!)میگفت و همه از مود غم در میومدیم.انگار هیچیه این دوره جدی نیست!؟
خوشیم به خوشیتون.